عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
26
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
- مقدمهء كتاب القضاء از شرح التقليد ماوردى مالكى ؛ - غياث الامم ، امام الحرمين جوينى ؛ - مقدمه كتاب نصيحة الصفا فى قواعد الخلفا ، نوشته ابو العباس احمد بن محمد بن يعقوب . ثعالبى در ثمار القلوب گويد : اين سخن ابو الفتح بستى مرا بسيار پسند آمد كه ملك و سلطنت ، خلافت از سوى خداست و با خلافت كردن امر او نمىسازد . ( 1 ) يكى از درويشان از ابو عبد الله مقرى تلمسانى پرسيد : چگونه است كه مسلمانان از جهت ملوك ، شوربختاند و كسى بر آنها حكم نمىراند كه به راه راستشان ببرد ؛ بلكه فريفته دنيا و غافل از عقبا هستند كه رعايت عهد و نسبت هيچ مؤمنى را نمىكنند . ابو عبد الله مقرى پاسخ داد : براى آنكه در شرع اسلام ملك نداريم ؛ آن در پيشينيان بوده است ، چنان كه درباره بنى اسرائيل فرمايد « وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً » « 1 » و قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً « 2 » وَ هَبْ لِي مُلْكاً « 3 » . آنچه در شرع اسلام آمده ، خلافت است همچون ابو بكر كه جانشين پيغمبر ( ص ) شد و عمر كه بدون هيچ خويشاوندى به جاى ابو بكر نشست و همچنين عثمان و على ( ع ) ؛ تا آنكه معاويه خلافت را جنبه ارثى داد و به سلطنت و ملوكيت تبديل كرد ( و تنها عمر بن عبد العزيز در ميان امويان « خليفه » است كه سليمان با تعيين وى ، حق مسلمانان را بر برادران خود ترجيح نهاد و تمايل مردم را رعايت نمود ) . پس خليفه است كه راه استقامت مىپيمايد و ملوك جز به ندرت رضايتبخش نيست . ( 2 ) آوردهاند يكى از حكمرانان بنى اميه به يكى از تابعين گفت : مگر نه اينكه خدا شما را امر كرده كه از من اطاعت كنيد ، آنجا كه مىفرمايد « و اولى الامر منكم » ؟ آن تابعى پاسخ داد : خداوند طاعت شما را از گردن من در همانجا برداشته كه مىفرمايد : « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ » « 4 » . طيبى درباره همين آيه گويد : فعل « اطيعوا » را براى خدا و رسول جدا جدا گفته ، اما براى « اولى الامر » نگفته ، كه نشان مىدهد در اولى الامر كسانى پيدا مىشوند كه لايق اطاعت نيستند و در دنباله آن تكليف را روشن ساخته « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ . . . » گويى مىخواهد بفرمايد ، هرگاه اولى الامر عمل به حق نكردند ، از ايشان اطاعت نكنيد و مورد اختلاف را به حكم خدا و رسول برگردانيد .
--> ( 1 ) . مائده ، 20 . ( 2 ) . بقره ، 247 . ( 3 ) . صاد ، 35 . ( 4 ) . نساء ، 59 .